پوزيدونيوس (اول ـ 1 ق م) به 180,000 اِستاد كاهش داد و استرابون و بطليموس آن را به آيندگان انتقال دادند؛ (البته بايد توجه داشت كه ما در مورد مقدار واقعي اِستاد مطمئن نيستيم). كريستفكلمب مستقيم يا غيرمستقيم با آن مقدار آشنايي داشت.
ستون آهني دهلي (ص 3301). ستون آهني كه در صحن مسجد قوتالاسلام قرار دارد، داراي كتيبهاي به خط گوپتا به افتخار يكي از شاهان چاندراست، كه احتمالاً چاندرا گوپتاي دوم (سلطنتش حدود 380 ـ 415) بوده؛ تاريخگذاري آن بر اساس همين فرض است. به عقيدهٴ موراي تامپسُن آن از ((آهن چكشخوار خالص با وزن مخصوص 66/7)) ساخته شده است. بر آن ستون كتيبهٴ راجپوتي هم ديده ميشود. به عقيدهٴ سر رابرت هدفيلد، وزن مخصوص آن 81/7 است؛ گوگرد بسيار كمي دارد (006/0 %) و كمي فسفر(114/0 %) و بدون منگنز.
شهرت فولاد هندي در سدههاي سيزدهم و چهاردهم را از صفت آندانيكوم در كتاب ماركوپولو و ديگران ميتوان دريافت.
نمايشگاههاي حيوانات (ص 3315). بايد اشارهاي كرد به نمايشگاههاي حيوانات در ممالك اسلامي. ازآن جمله بودهاست باغوحش بغداد در سال 917، در زمان خلافت مقتدر (908ـ932). احتمال دارد توصيفات ديگري را در آثار عربي بتوان يافت.
پزشكي در دانمارك (ص 3333). هنريك هارپسترانگ (سيزدهم ـ 1) كه طب سالرنويي را در دانمارك و ساير نقاط اسكانديناوي معرفي كرد، در سدههاي ميانه، هيچ پيرو مهمي نيافت. طب دانماركي (و اسكانديناوي) در سدهٴ چهاردهم، اساساً درسطح هارپسترانگ يا فروتر از آن باقي ماند. پژوهش بقاياي استخوانبندي در گورستانهاي سدههاي ميانه، بهويژه در صومعهٴ اوگوستينيان در آيبلهولت، كه در سدهٴ دوازدهم، تأسيس شدهبود، به و. موللر ـ كريستنسن امكان داد بهنتايجي برسد. هيچ نشانهاي از سيفيليس يا آكتينوميكوزيس بهدست نيامده؛ درعوض علائم سل فراوان ديده شده و نشانههاي مسموميت از سگاله (ارگوتيسم) غيرشايع نيست. در سال 1944، استخوانبندي يك جذامي پيدا شد. بايد توجه داشت كه تا اواخر سدهٴ سيزدهم، جداسازي جذاميان در دانمارك مرسوم نشدهبود.
يهوديان چين. در سفرنامهٴ ماركوپولو تنها يك اشاره به يهوديان ديده ميشود.
داستان مشابه نجات موساي كودك از رود نيل را ميتوان در آثار قديم چيني يافت. اين ممكن است ناشي از نزديكي فولكلوري باشد، يا از آشنايي چينيان قديم با
تورات. گفته شده